معرفی دانشکده اصول الدین تهران

پیش از تأسیس دانشکده اصول‌الدین در ایران، اشخاصی [از کشور‌های مختلف] که بعد از مطالعه کتاب‌های علامه عسکری (قدس سره) به مکتب اهل‌بیت (علیها السلام) روی آورده بودند، نامه‌هایی به علامه عسکری (قدس سره) فرستاده و درخواست کرده بودند تا ایشان همان دانشکده‌ای راکه درعراق تاسیس کرده بودند، دوباره تأسیس کند تا فرزندان این اشخاص بتوانند در دانشکده‌ای بر مبنای مکتب اهل‌بیت (علیها السلام) تحصیل کنند؛ چرا که محل زندگی آن‌ها (مثل عربستان، سودان، لیبی، مصر و…) تحت نظارت عربستان و وهابیت قرار داشت و دیدگاه‌های مکتب خلفا و وهابیت در دانشگاه‌های کشورشان تدریس می‌شد. از طرف دیگر تردد بسیاری از آن اشخاص به ایران برایشان سخت بود چون ایران کشوری شیعی است و ممکن است در بازگشت به کشورشان با مشکل مواجه شوند. به همین جهت علامه عسکری (رحمه الله علیه) احساس وظیفه شرعی کردند که دوباره دانشکده اصول الدین را خارج از ایران احیاء کنند. پیش از این دانشکده اصول الدین با هدف تربیت مبلغین اسلامی اگاه، متعهد ومتخصص در سراسر کشورهای اسلامی، در سال ۱۳۸۴هـجری قمری  توسط علامه فقید ایت الله سید مرتضی عسکری، در شهر بغداد پایتخت کشور عراق تأسیس شده بود، سپس دانشکده اصول دین بغداد توسط حکومت جنایتکار بعث به سردمداری دیکتاتور مقبور آن صدام، در پی فعالیت ها ومبارزات سیاسی علامه عسکری (قدس سره) علیه این نظام فاسد مصادره گردید.

علامه عسکری (قدس سره) در اندیشه تاسیس مجدد دانشکده بودند که رؤسای دانشگاه الجامعة العالمية الإسلامية در لندن (مثل مهندس شهرستانی، حجت الإسلام میلانی، حجت الإسلام موسوی و…) ایشان را دعوت کردند تا به آن‌جا سفر کنند و مواد درسی، روش تدریس لازم جهت بهبود سیستم آموزشی در مراکز آموزشی را به آن‌ها مشاوره و آموزش بدهند؛ زیرا که آن‌ها از سابقه علامه عسکری  در تأسیس و تدوین و مدیریت یک مرکز آموزش عالی در عراق آگاه بودند. در الجامعه العالمیه الاسلامیه در لندن دروس مکتب اهل‌بیت (علیها السلام) تدریس می‌شد؛ به همین خاطرعلامه (قدس سره) به آن جا سفر کردند. آن‌ها در ضمنِ بازدید علامه (قدس سره) و جلسات ایشان با اساتید آن‌جا، متوجه شدند که علامه عسکری (رحمه الله علیه) می‌خواهند دانشکده‌ی خود را مجددا تأسیس کنند. فلذا به ایشان عرض کردند: «شما که می‌خواهید دانشکده خودتان را مجددا تأسیس کنید، ما این دانشگاه را در اختیار شما می‌گذاریم و به جای این که این همه سختی بکشید و دنبال مکان و کادر آموزشی باشید این جا هم ساختمان آماده است و هم اساتید آماده به خدمتند و دروس مد نظرتان را هم می‌توانید همین جا پیاده کنید.».

 اما علامه (رحمه الله علیه) نپذیرفتند و آن‌ها هر چه اصرار کردند ایشان قبول نکردند. علامه (قدس سره) می‌گفتند: «من حاضر نیستم زیر پرچم انگلیس باشم.»؛ چون در آن جا بایستی تابع سیاست‌های بریتانیا بود و مرحوم علامه نمی‌توانستند اهداف خود را آن جا آن‌طور که مایلند پیاده کنند.علامه عسکری (قدس سره) از روی وظیفه شرعی خود دعوت رؤسای دانشگاه اسلامی لندن را (که دانشگاهی شیعی است) پذیرفتند تا تجربه‌های خودشان را در اختیار آن‌ها بگذارند ولی حاضر نبودند دانشکده‌ی خود را در انگلستان تأسیس کنند.

بعد از بازگشت به ایران به نظر علامه (رحمه الله علیه) آمد که سوریه مکان مناسبی برای تأسیس دانشکده باشد. بنا بربه سوریه سفر کردند و حدودا ۱۰ ماه در سوریه و لبنان اقامت داشتند. علامه (رحمه الله علیه) برای تأسیس دانشکده ملاقاتی با حافظ اسد رئیس جمهور وقت سوریه و معاون وزیر علوم آن کشور داشتند و در خواست تأسیس دانشکده را با آن‌ها در میان گذاشتند. حافظ اسد به علامه عسکری (قدس سره) گفت: «من نمی‌توانم به شما این مجوز را بدهم. چون اگر به شما مجوز بدهم باید به مفتی کشور سوریه هم که چند سال است درخواست داده، مجوز بدهم.» این شد که پرونده دانشکده اصول‌الدین در سوریه بسته شد و ایشان به لبنان رفتند. آن‌جا نیز اقدامات اولیه را انجام دادند ومجوز را گرفتند و دو آپارتمان هم برای ساختمان دانشکده کرایه شدو همان وقت رئیس مجلس شیعیان وقتِ لبنان، مرحوم آیت الله شیخ محمد مهدی شمس‌الدین (که سابقه همکاری با دانشکده اصول‌الدین در عراق را داشت) نزد علامه عسکری  آمد و درخواست کرد تا علامه عسکری (رحمه الله علیه) مدیریت این دانشکده را به ایشان بسپارند و ایشان هم بلافاصله پذیرفتند و همان زمان مدارک و ساختمان و همه موارد مرتبط دیگر را تحویل ایشان دادند و به ایران برگشتند که این دانشگاه به نام دیگری تا الآن در لبنان برپاست.

علامه عسکری (قدس سره) اصلا به دنبال ریاست نبودند. آن‌چه مد نظرشان بود عمل به وظیفه شرعی‌شان بود و برای همین وقتی دیدند که یک نفر دیگر می تواند این کار را بر عهده بگیرد آن را به او سپردند.

علامه عسکری (قدس سره) می‌دانستند که سیستم مد نظر ایشان در این دانشگاه‌ها بطور کامل پیاده نمی‌شود؛ فلذا هنوز مسؤولیت شرعی این کار را بر گردن خود احساس می‌کردند. به همین خاطر همراه با این نامه‌ها و درخواست افرادی که شیعه شده بودند، به ملاقات رهبر عظیم الشأن، آیت الله خامنه‌ای رفتند و تاسیس مجدد دانشکده اصول الدین را از ایشان درخواست کردند. مقام معظم رهبری هم طی یک نامه رسمی که به علامه عسکری (رحمه الله عليه) نوشتند دستور افتتاح مجدد این دانشکده در ایران را صادر نمودند و ایشان توانستند با کمک مقام معظم رهبری آیت الله خامنه‌ای، این دانشکده را تأسیس نمایند.

متن دست خط مبارک مقام معظم رهبری در خطاب به علامه عسکری (ره) جهت تاسیس دانشکده اصول دین در ایران اسلامی به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت علامه محقق آقای سید مرتضی عسکری(دام عزه)
السلام علیکم ورحمة الله و برکاته
امیدوارم که خدمات ثمربخشتان را در بازگشایی «دانشکده اصول الدین»پیگیری بفرمایید،تا باخواست خدای متعال،ازآنجا دانشمندان و کارشناسانی محقق در علوم ومعارف قرآن و سیره وحدیث، فارغ التحصیل شوند.
و نیز از خدای سبحان مسئلت دارم که این دانشکده در راستای تلاش های علمی مخلصانه و مستمر شما، در نشر حقائق اسلام و برخوردار از روح علمی بیشائبه، و به دور ازتعصب وسطحی گرایی، در شهر مقدس قم وسایر واحد ها وشعب آن در دیگر جاها پایه گذاری شود.
از برادران ایمانی خود خواستاریم که شما را در این پروژه سودمند یاری کنند.
خداوند شما را در کارهای خیر موفق بدارد.

والسلام علیکم 
سید علی خامنه ای ۲۰ج/۲
۱۴۱۵الهجریة.

با هدف گسترش آموزش علوم دینی ونشر مذهب اهل بیت (عليها السلام)، وتربیت مبلغین ومتخصصان عالم در این زمینه، ونیز فراهم ساختن امکانات لازم به منظور ارتقای سطح علمی علاقمندان علوم دینی، در جهت تحقق کلیه اهداف تعیین شده در اساسنامه دانشکده که به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسیده است، شعبه جدید دانشکده اصول دین ابتدا در سال ۱۳۷۵ در شهر مقدس قم ، سپس در سال ۱۳۷۶ در تهران ودزفول وپس از آن در سال ۱۳۹۱ در ساوه تأسیس گردید.

   شایان ذکر است که ریاست کل شعب دانشکده اصول الدین از بدو تأسیس تا سال۱۳۸۶ شخص علامه عسکری (قدس سره) بوده و پس از آن برعهده فرزند ایشان، جناب آقای دکتر سید کاظم عسکری و درحال حاضر بر عهده حضرت آیت الله اراکی می باشد.